ميرزا شمس بخارايى
47
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
پتر كبير كه گرفتار جنگ با سوئد و تركيه بود ناچار هر اقدام مثبتى را به تعويق انداخت ؛ ولى اين فكر در او بيدار شد كه از ستيز ميان خانان خيوه و بخارا و اشراف اوزبك بهره برده آنان را تابع قدرت روس سازد . او در صدد برآمد كه با موافقت فرمانروايان بخارا و خيوه ، سپاهيان روس را در اين دو خان نشين مستقر سازد و هزينهء آنان نيز به عهدهء فرمانروايان اين دو سرزمين قرار گيرد . هر چند كه اين اقدام روسها ، خانان بخارا و خيوه را در برابر دشمنانشان نيرومند مىساخت ، امّا در همان حال آنان را در تابعيت كامل روس قرار مىداد . پتر كبير با توجه به اطلاعات جديدى كه دربارهء آسياى مركزى به روسيه رسيده بود ، نقشهء تسخير آن سرزمين را شروع كرد . در سال 1713 م ، تركمنى به نام خواجه نفس در حاجى طرخان ( استراخان ) تعريف كرد كه رود آمو در گذشته به بحر خزر مىريخته و مردم خيوه از ترس روسها جريان آن را به سوى آرال برگرداندهاند . عاشور بيك سفير خيوه در دربار روسها نيز اين نظر را تأييد كرد . پس از اين گزارش نقشهء تسخير آسياى مركزى اهمّيت بيشتر يافت تا با برگرداندن رودخانهء آمو به مسير گذشتهاش ، راه آبى ميان هند و درياى خزر كه جغرافيانويسان باستانى دربارهء آن نوشتهاند ، دوباره برقرار گردد و روسها به معادن طلايى كه در مسير آن رود قرار دارد ، دست يابند . به همين منظور ، روسها در سال 1716 م ، چندين دژ نظامى بر ساحل ايرتيش بنا كردند و سرانجام در سال 1717 م ، يعنى واپسين روزهاى زندگى عبيد اللّه خان ، سپاهى به فرماندهى شاهزاده الكساندر بكوويچ چركاسكى « 1 » به سوى خيوه حركت كرد . به اين سپاهيان فرمان داده شد كه جريان آمو دريا را بررسى كنند و در صورت امكان مسير رود را چنان تغيير دهند كه به درياى خزر بريزد . افزون بر اين ، بكوويچ چركاسكى مىبايست فرمانروايان خيوه و بخارا را وا مىداشت تا افرادى از قبيلهء كازاخ را كه با روسيه روابط دوستانه داشتند در شمار نگهبانان شخصى خود بپذيرند . خيوهايها تقاضاى كمك قبلى خود را به دليل اينكه در جريان جنگ داخلى مطرح شده بود ، از ياد بردند . آنان روسها را به بهانهء فراهم كردن محل كافى براى اقامت آنان به واحدهاى كوچك تقسيم كردند و پس از آن به دستور فرمانرواى خيوه آنها را نابود
--> ( 1 ) . اين شاهزاده از كوهستانهاى قفقاز بود و نامى اسلامى « دولت گيرى » داشت .